هدف گذاری در تبلیغات با رویکرد فروش

برای بسیاری از مدیران بازاریابی ، روش هدف گذاری برای فروش ( اهداف غایی تبلیغات ) تنها هدف معنی دار برنامه های ترفیعی فروش است . آن ها این گونه می اندیشند که تنها دلیلی که شرکت ها برای تبلیغات خود پول خرج می کنند ، افزایش فروش محصولات و خدمات است. بعضی از مدیران عقیده دارند که اهداف افزایش فروش ( فروش گرایی ) ، افراد درگیر در تبلیغات و ترفیع را به این فکر می اندازد که چگونه برنامه های ترفیعی و تبلیغاتی را طراحی کنند تا به افزایش فروش بینجامد. با توجه به این تفاصیل ، می توان اهمیت هدف گذاری در تبلیغات را به شرح زیر بیان کرد :

۱-    ارتباطات

اهداف مشخص در برنامه ی ارتباطات منسجم بازاریابی ( تبلیغات ) ، هماهنگی گروه های مختلف درگیر در فرایند تبلیغات را تسهیل می کند. اهداف مدون تبلیغات ، تمامی قسمت ها و بخش های شرکت ( فعالیت های ترفیع فروش ، روابط عمومی و فروش شخصی ) را با هم هماهنگ می سازد.

۲-    تصمیم گیری

اهداف مشخص ، راهنمای مفیدی برای تصمیم گیری محسوب می شوند. برنامه ریزان تبلیغات ، غالبا با مسائل و مشکلاتی در زمینه ی انتخاب پیام تبلیغ ، انتخاب رسانه و تخصیص بودجه ی بین عناصر مختلف آمیخته ی ترفیع ، رو به رو می شوند ، وجود اهداف تبلیغات انتخاب ها را در هر یک از موارد یاد شده آسان تر و بهینه تر می کند.

۳-    اندازه گیری و ارزیابی نتایج

دلایل بسیار مهم برای تعیین اهداف تبلیغات ، این است که مبنا و معیار اندازه گیری موفقیت در برنامه ی ارتباطات منسجم بازاریابی شرکت را ارائه می دهند. بدون وجود اهداف مشخص و روشن ، ارزیابی چگونگی و میزان تلاشهای شرکت ، کاری بسیار مشکل لست.

      از دید بسیاری از نویسندگان و متخصصین بازاریابی ، تبلیغات مهم تر از فروش است ؛ با این رویکرد ، عملا یک جابجایی هدف ، بین فروش و تبلیغات ، رخ می دهد و همین امر منجر به عدم موفقیت تبلیغات در افزایش فروش می گردد. در ادامه ۴ دلیل اصلی در این خصوص ذکر می شود :

۱-    تخصیص بودجه ی اشتباه

بسیاری از شرکت های برای انجام تبلیغات ، بودجه ای تخصیص می دهند ؛ اما هیچ نمی دانند که این بودجه برای به نتیجه رساندن پروژه ی تبلیغاتی کافی است یا نه ؟ مثال رایجی در این باره وجود دارد که می گوید ، رسیدن به هدف در تبلیغات ، مانند شکار اردک است . فرض کنید مقداری ساچمه و باروت به شما می دهند، اما مقدار باروت به حدی نیست تا این ساچمه ها را به سطح ارتفاع پرواز اردک ها برساند؛ در نتیجه شما هر چقدر هم که شلیک کنید ، چیزی عایدتان نخواهد شد.

۲-    شناخته شدن نام کالای شما شرط کافی نیست

بسیاری از دست اندرکاران تبلیغات چنین می پندارند که در صورت شناخته شدن نام کالا یا خدماتشان در اذهان عمومی ، راه برای دستیابی به سبد خرید مشتریان باز است؛ این تصور اشتباه بزرگی است که فکر می کنیم در صورت مطرح شدن نام شرکت یا کالا ، هر کس به سراغ کالای ما خواهد آمد ؛ مک دونالد نامی کاملا آشنا برای اکثر مردم است ؛ اما همه ی مردم از آنجا غذا نمی خرند ، برای جذب مشتری باید انگیزه ایجاد کرد.

۳-    کارکنان خود را آموزش دهید

فراموش نکنید کارکنان شما و چگونگی برخورد آن ها با مشتری خود تبلیغ بسیار مهمی است. هر حرکت و جمله ی آنها برای مشتریان بالفعل و آینده ، یک تبلیغ محسوب می شود. شما می توانید برای شرکت خود بهترین تبلیغات را انجام دهید. اما یک برخورد اشتباه از طرف منشی شما که به تلفن ها پاسخ می دهد ، می تواند تمامی میلیون ها تومان رقمی را که برای معرفی شرکت خرج کرده اید بر باد دهد.

۴-    اطلاعات لازم را در باره ی مشتری و مخاطب خود جمع آوری کنید

در حقیقت به دنبال اطلاعاتی باشید که نیازها و خواسته های مصرف کننده و مشتری شما را در بر داشته باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب را وارد نمایید *

Scroll to Top