مدیریت پول Money Management

درصد بالایی از جمعیتِ چند میلیاردیِ جهان، در هر شغل و کسب و کاری که هستند، جزو اقشار متوسط و پایین محسوب میشوند. این قشر متوسط و پایین چه کسانی هستند؟ قشر متوسط شامل کسانی است که معمولاً تلاش میکنند تحصیلات عالیه داشته باشند، و پس از فارغ التحصیل شدن، به دنبال کار به اصطلاح شرافتمندانه ای هستند که در آن سخت کار کنند، به فیش حقوقی شان، که تنها منبعِ امیدشان است، تکیه کنند و حقوق ثابتی دریافت کنند تا مبادا به اصطلاح کم بیاورند و نتوانند قرض و قوله های خود را سر موعد تسویه کنند. آنها حداقل رفاه مالی و زندگی یکنواخت را به هر نوع ماجراجویی و ریسکی ترجیح میدهند. به راستی در ذهن این گروه از مردم چه میگذرد؟ چه چیزی باعث میشود که آنها با این کیفیت زندگی احساس رضایت کنند؟ چرا آنها حاضر میشوند با این سختی ها و کمبودها کنار بیایند و برای ریشه کن کردنِ آنها کار و تلاشی نکنند؟ چرا فکر میکنند که این تنها نحوه ی زندگی است که برای آنها رقم خورده است و هیچ وقت نمیخواهند آن را متحول کنند و زندگی بهتری داشته باشند؟ چرا تلاش نمیکنند بجای غُر زدن و گله و شکایت و آه و ناله، خودشان را از این باتلاق فقر و حسرت و کمبودها بیرون بکشند و نجات بدهند؟ چرا حواس شان نیست که هر روز دارند بیشتر و بیشتر در این باتلاق فرو میروند و باید حرکتی انجام دهند و تلاشی بکنند؟ چرا تصور میکنند که این زندگی و این شرایط ناخوشایند، تقدیر و سرنوشت شان است و از این طریق دست روی دست گذاشتن و تلاش نکردنِ خود را توجیه میکنند؟

مشکلِ این گروه از مردم این است که اهل بِده و بستان نیستند. یعنی چه؟ یعنی اینکه نه خودشان چیزی در زندگی شان خلق میکنند و فرصت های تازه می آفرینند و نه از فرصت هایی که دیگران به وجود می آورند به درستی استفاده میکنند. نه خودشان محکم و با اراده کار میکنند و نه دیگران را تحسین و تشویق به کار و پیشرفت میکنند. این گروه از مردم، بجای اینکه برای رفع کمبودها و پیشرفت و موفقیت و تغییر و تحول سازنده در زندگی شان، از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنند، همیشه درجا میزنند و تنها چیزی که فکرشان را به خود مشغول کرده، گذران زندگی روزمره است. این مردم فقط نوک بینیِ خود را میبینند، نه دو متر جلوتر را!

آنها بر خلافِ ثروتمندان، که در هر مکان و زمانی پول می آفرینند، به حقوق ثابت خود دل خوش کرده اند، و همین حقوق ثابت هم تا نیمه ی ماه خرج میشود. بنابراین آنها همیشه بدهکارند و نگران از اینکه چگونه قرار است بدهی های خود را تسویه و قسط ها را پرداخت کنند. چه وضعیتِ اسفبار و استرس زایی! جالب اینجاست که طبق آمارهای رسمی و تحقیقات انجام شده، بیش از  ۸۰ درصد از مردم، از شغل و حرفه ی خود راضی نیستند یا آن را دوست ندارند، و فقط و فقط برای دریافت حقوق و توانایی برای گذران زندگی روزمره و پرداخت بدهی ها و اقساط خود به چنین شرایط کسالت آوری تن داده اند. همین ترس ها و نگرانی ها، و وحشت از بی پولی یا کم پولی باعث میشود که فرد قدرت و شجاعت ریسک کردن و سرمایه گذاری و تولید پول و ثروت بیشتر را نداشته باشد. از این گذشته، این افراد از چیز دیگری هم میترسند که آن هم نگرانی دائمی از این موضوع است که مبادا روزی کار شان را از دست بدهند. به نظر شما، آیا کسی که آن همه نگرانی و دغدغه ی فکری دارد، میتواند خلاقیتی در کسب و کار ش نشان دهد و پیشرفت کند؟!!

اگر زندگی شما چیزی شبیه به این است، دیگر وقتِ آن رسیده که با خودتان روراست باشید، و باور کنید که باعث و بانیِ تمام این بدهی ها و گرفتاری ها خودتان و طرز فکر و عملکردتان است! اگر قرار باشد درآمدتان را به همین رِوال و بی حساب و کتاب خرج کنید، طولی نمیکشد که طعم تلخ فقر و تنگدستی را بیش از پیش را خواهید چشید! اگر قرار باشد همیشه خودتان را بدهکار کنید و همه ی درآمد محدودتان را هم صرفِ تسویه ی این بدهی ها کنید، فقط مشکلاتتان را بیشتر خواهید کرد. بگذارید خیالتان را راحت کنم! اینطوری به جایی نمیرسید! در عوض باید سعی کنید که هم روی پولسازی و مدیریت درآمد و سرمایه تان تمرکز کنید، هم اینکه سواد مالی خودتان را بالا ببرید و پول را خوب بشناسید و بتوانید آن را مدیریت کنید.

این شما هستید که باید بتوانید با مدیریت “بدهی ها” و “دارایی ها”یتان، آینده ی بهتر و مطمئن تری برای خودتان بسازید. اما تفاوت این دو چیست؟

آیا داراییِ شما، همان پول و سرمایه ای است که صرف لذت های کوتاه مدت و بلندمدت شما میشود؟ نه! دارایی آن چیزی است که پول به جیب شما وارد میکند، مثل سود حاصل از سپرده ها و کسب و کار و سرمایه گذاری هایتان و …؛ یا به عبارت دیگر پولساز است، نه هزینه ساز. بدهی چیزی است که پول از جیب شما خارج میکند، مثل قسط خانه، اتومبیل و …. نداشتن سواد مالی و نشناختن پول و مفاهیم دارایی و بدهی باعث میشود که فرد بجای افزایش دارایی اش و تولیدِ ثروت، با تولید هزینه های بیشتر دستِ خود را از پول خالی میکند و واضح است که با دستِ خالی و بدون سرمایه نمیتوان ریسک و سرمایه گذاری کرد و کسب و کار موفقی به راه انداخت. مشکل بیشترَ مردم دنیا این است که برای پول کار میکنند و زحمت میکشند، و اجازه میدهند پول زندگی و کسب و کار شان را کنترل کند. در حالی که ثروتمندان با دانش مالی و تجربیات خود در این زمینه، کار ی میکنند که پول شان برایشان کار کند و ثروت بیشتری تولید کند.

با وجود همه ی این توضیحات، باید بگویم که شما در نقطه ی پایانی و بی بازگشتِ راه نیستید! اگر از همین لحظه دست به کار شوید و با توجه به نکاتی که تا به اینجا به آنها اشاره کردم، هم در زمینه ی مهارت های فردی و تحصیلات تخصصیِ خود  و هم در زمینه ی مهارت و دانش مالی و پولی تمرین و مطالعه و تحقیق بیشتری کنید، و سعی کنید آنها را در کسب و کار و زندگی تان پیاده سازی کنید، حتماً تغییرات بزرگی را تجربه خواهید کرد. هیچ وقت برای شروع دیر نیست! مهم نیست تا به حال چگونه زندگی و کار کرده اید. مهم این است که از این به بعد چه تصمیماتی میگیرید و چه راه هایی را انتخاب میکنید. طبق تئوریِ انتخاب، زندگی و سرنوشت ما را انتخاب هایمان میسازند. پس امیدوار باشید و دست به کار شوید!

برای شروع کار، دو راه پیشنهاد میکنم (باز هم میگویم انتخاب با خودتان است):

۱٫ یا اینکه به نصیحت بزرگترها گوش کنید و تحصیلات عالیه داشته باشید و شغلی مناسب با درآمد خوب داشته باشید و در کنار آن دانش مالی و پولی تان را افزایش دهید تا هم از مزایای بازنشستگی و خدمات دولتی بهره مند شوید و هم بتوانید همین پول محدودی را که بدست می آورید، به شکلی بهینه و حساب شده مدیریت کنید تا بتوانید به صورت آهسته و پیوسته پیشرفتهایی را در زندگی خود تجربه کنید.

۲٫ علاوه بر تحصیلات عالیه و سواد مالی و پولی، در کنار شغل ثابت تان، شغل مستقل و شخصی تان را هم داشته باشید و از آن به عنوان وسیله و ابزاری شخصی برای پیشرفت و موفقیت خودتان استفاده کنید و اجازه بدهید دارایی هایتان برای شما پول تولید کنند و از سوی دیگر، بتوانید دارایی هایتان را هم گسترش بدهید. وقتی که هم دارایی هایتان بیشتر شوند و هم بتوانید از دارایی هایتان پول بدست آورید، در چرخه ای قرار میگیرید که گردش مالی بسیار ایده آلی را تجربه خواهید کرد و طعم و لذتِ ثروت بیشتر را بیش از پیش خواهید چشید.

من راه دوم را انتخاب کرده ام و آن را به شما هم توصیه میکنم. البته موفقیت و به نتیجه رسیدن در راه دوم، نیازمند صبر و سختکوشی و استقامت و تلاش بسیار و خستگی ناپذیری است. اگر این جوهره و پشتکار را در خود می بینید، به شما تبریک میگویم و شما را به این میدان رقابت و موفقیت دعوت میکنم. اما اگر این شهامت و زمینه را در خودتان نمی بینید، وارد این میدان نشوید. هیچ چیزی رایگان به دست نمی آید. موفقیت و ثروت هم بهایی دارد که باید آمادگی لازم و میل و اشتیاق پرداختِ بهای بیشتر و دریافت نتایج و دستاوردهای لذت بخش و منحصر به فردِ آن را داشته باشید.

اگر تصمیم دارید در این راه پُر پیچ و خم قدم بگذارید، پیشاپیش موفقیت تان را تبریک میگویم و امیدوارم در تمام مراحل با نگاهی به پیشرفت های آینده، قدم هایتان را محکم تر و مشتاقانه تر بردارید. من هم به شما اطمینان میدهم که در تمام طول مسیر، قدم به قدم تا موفقیت، همراه و همیارتان باشم.

با تشکر، شرکت برندسازی ادریس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب را وارد نمایید *

Scroll to Top