چگونه میتوانید زودتر از آنچه که فکرش را می کنید به خواسته هایتان دست پیدا کنید!

موفقیت یعنی تعیین اهداف و هر چیزی غیر از اهداف، در حاشیه قرار میگیرد. این یکی از بزرگ ترین کشفیات  بشر در سرتاسر طول تاریخ بوده و هست. فقط وقتی زندگی  شما زیبا و پُربار می شود که دقیقاً و به وضوح برای خودتان مشخص کنید چه میخواهید. سپس برای دستیابی به آن برنامه و پلان طراحی کنید و هر روز از زندگی تان را صرف کار کردن بر روی این برنامه و تحقق آن کنید.

ناپلئون هیل میگوید: “نخستین و اصلی ترین دلیل  شکست و ناکامی  انسان ها این است که برنامه های ناکارآمد خود را با برنامه های جدید و نتیجه بخش جایگزین نمیکنند.”

سه نقطه ی عطف در زندگی من اینها بودند:

۱, اولین نقطه ی عطف در زندگی من این بود که متوجه شدم این منم که در قبال زندگی ام و تمام اتفاقاتی که برایم رخ میدهند مسئول هستم. متوجه شدم که این زندگی، پیش نمایش و تمرینی برای اجرای اصلی  زندگی دیگر در مکان و زمان دیگر نیست. فهمیدم که زندگی  واقعی، همین زندگی است!

در مطالعاتی که بر روی افراد موفق انجام گرفته مشخص شده است که همه ی آنها موفقیت  خود را از یک نقطه کلید زده اند و آن نقطه، همین مسئولیت پذیری فردی در قبال زندگی و تجربیات آن است. تا زمانی که این واقعیت را نپذیرفته اید، هیچ اتفاق خوشایندی در زندگی تان رخ نخواهد داد. وقتی که بطور کامل مسئولیت تمام زندگی تان را به عهده بگیرید، به تدریج تغییر و تحول را در زندگی تان شاهد خواهید بود.

۲, دومین نقطه ی عطف در زندگی ام که در ۲۴ سالگی اتفاق افتاد وقتی بود که جادوی هدف را کشف کردم. بدون اینکه واقعاً بدانم که دارم چه کار میکنم، نشستم و فهرستی از ۱۰ چیز که در آینده ی نزدیک و قابل  پیش بینی میخواستم به دست شان بیاورم تهیه کردم. اما بلافاصله فهرست را گم کردم. اما بعد از ۳۰ روز به خودم آمدم و دیدم که همه ی زندگی ام دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده است. تقریباً تمام خواسته هایی که در فهرستم نوشته بودم بطور کامل یا تا حدی تحقق پیدا کرده بودند.

۳, سومین نقطه ی عطف در زندگی ام مربوط به زمانی است که متوجه شدم «هر فردی میتواند هر آنچه را که باید برای دستیابی به هر هدفی بداند، یاد بگیرد.» برای یادگیری دانش و مهارت ها در جهت تحقق اهدافی که برای خود تعیین میکنید، هیچ کس باهوش تر، زرنگ تر و بهتر از خود شما نیست. تمام مهارت های تجارت و کسب و کار، تمام مهارت های فروش و پول سازی قابل یادگیری هستند. هر کسی که امروز در حوزه ی تخصصی خود به جایی رسیده و موفق و حرفه ای شده، در گذشته در آن زمینه هیچ تخصص و مهارتی نداشته است. بهترین ها و بزرگ ترین ها در هر حوزه و زمینه ای، زمانی در گذشته در زمینه ی تخصصی خود اصلاً مطرح نبودند و حتی روح شان هم خبر نداشت که چنین دانش یا مهارتی اصلاٌ وجود خارجی داشته باشد! شما هم میتوانید کارهایی را که صدها هزار نفر از مردم دنیا از عهده اش برآمده اند انجام دهید.

مراحل تعیین اهداف      

۱- خواسته ها و ایده آل هایتان را برای هر بُرهه ی زمانی از زندگی تان دقیقاً مشخص کنید.

ابتدا با ایده آل سازی شرایط زندگی تان شروع کنید. یعنی همه چیز را به بهترین شکل ممکن و آنطور که واقعاً دوست دارید باشد تصور کنید. به این فکر کنید که برای کسی که میخواهید باشید، برای چیزهایی که میخواهید داشته باشید یا انجام دهید هیچ محدودیتی وجود ندارد. تصور کنید که برای تحقق هدف و خواسته تان، هر چقدر که میخواهید پول و وقت دارید، یک عالمه دوست و آشنا دارید که هوای شما را دارند، و تحصیلات عالیه و تجربه ی مورد نیاز را هم دارید.

تصور کنید که عصایی جادویی در دست دارید و میتوانید با یک حرکت آن، زندگی تان را از لحاظ هر چهار مورد  زیر، در بهترین شرایط خود قرار دهید. اگر زندگی تان در هر یک از این حوزه ها عالی و بی نقص باشد، چه شکل و کیفیتی پیدا خواهد کرد؟

۱, درآمد: امسال، سال آینده و ظرف پنج سال آینده دوست دارید چقدر درآمد داشته باشید؟

۲, خانواده: دوست دارید چه نوع و سبک و کیفیتی از زندگی را برای خود و خانواده تان فراهم کنید؟

۳, سلامتی: اگر وضعیت سلامتی شما در بهترین حالت و کیفیت خود قرار بگیرد، چقدر با اکنون تفاوت خواهد داشت؟

۴, دارایی های خالص: در طول مدت زمانی که مشغول به کار هستید یا خواهید بود، قصد دارید چقدر پس انداز و دارایی برای خودتان جمع و ذخیره کنید؟

روش  سه-هدفی: همین حالا خیلی سریع، ظرف ۳۰ ثانیه، ۳ هدف خود را که بیشتر ارزش و اهمیت را برایتان دارند بنویسید.

صرف نظر از اینکه جواب شما به این روش «لیست  فوری» چه باشد، میتوان گفت که این روش تصویر دقیق و شفافی از خواسته های واقعی زندگی شما به دست میدهد.

۲- اهداف تان را بنویسید.

اهداف تان را به صورت مکتوب داشته باشید. منظورم این است که آنها را حتماً در جای بخصوصی بنویسید. اهداف تان باید واضح و شفاف باشند و با جزئیاتی کامل و قابل ارزیابی مشخص شده باشند. شما باید اهداف تان را به شکلی مکتوب کنید که انگار قرار است به شرکتی بسیار دورتر از خودتان سفارش بدهید هدفی را که برایشان ارسال میکنید بسازند و تولید کنند. بنابراین سعی کنید توضیحی که درباره ی اهدافتان مینویسید از هر لحاظ کامل و جامع و شفاف باشد.

جالب است بدانید که تنها ۳ درصد مردم اهداف خود را مینویسند و بقیه ی مردم برای این ۳ درصد کار میکنند!

۳- برای خودتان مهلت (ضرب العجل) مشخص کنید.

ذهن ناخودآگاه شما از این ضرب العجل به عنوان نیرویی ترغیب کننده و الزام آور استفاده میکند تا شما را برای دست به کار شدن و تحقق اهداف تان به شکلی خودآگاه و ناخودآگاه و بر اساس برنامه ای که برای اهدافتان تعیین کرده اید ترغیب کند. اگر هدف شما به حدی بزرگ و جامع است که امکان تحقق یک مرحله ای آن وجود ندارد، آن را به چند مرحله تقسیم و برای هر مرحله ضرب العجل جداگانه تعیین و تعریف کنید. اگر قصد دارید به استقلال مالی دست پیدا کنید، شاید لازم باشد هدفی ۱۰ یا ۲۰ ساله تعریف کنید و بعد، آن را به چند مرحله تقسیم کنید، هر سال، یک مرحله و برای هر مرحله برنامه ای جداگانه تعیین کنید و بدین ترتیب مشخص خواهد شد که هر سال چقدر باید پس انداز و چقدر باید سرمایه گذاری کنید.

چنانچه به هر دلیلی نتوانستید به هدف تان در بازه ی زمانی  مشخص شده دست پیدا کنید، کافی است ضرب العجل تازه ای را برایش تعیین کنید. هیچ هدف نامعقولی نمیتواند وجود داشته باشد، بلکه این ضرب العجل ها هستند که نامعقول و نسنجیده و بدون حساب و کتاب تعیین میشوند.

۴- موانعی را که برای تحقق اهداف تان باید پشت سر بگذارید شناسایی کنید.

چه باعث شده که تا به حال به اهدافتان نرسید؟

نظریه ی محدودیت ها: همیشه یک محدودیت یا مانع وجود دارد که مشخص میکند شما باید با چه سرعتی به اهداف تان برسید. این مانع و محدودیت در مورد خود شما شامل چه مواردی است؟

قانون ۲۰/۸۰ با موانع و محدودیت ها مرتبط است و بر اساس  آنها تعریف میشود. دقیقاً ۸۰ درصد از موانعی که شما را از دستیابی به اهداف و آرزوهایتان بازمیدارند، در درون خود شما هستند! این ۸۰ درصد شامل نداشتن مهارت، کیفیت یا دانش و معلومات خاص است. فقط ۲۰ درصد از موانعی که بر سر راه تحقق اهداف شما قرار دارند، ماهیت بیرونی دارند. بنابراین همیشه ابتدا از خودتان شروع کنید.

۵- همه ی اطلاعات، دانش و معلومات و مهارت هایی را که برای تحقق  اهداف تان نیاز خواهید داشت شناسایی کنید.

مخصوصاً مهارت هایی را که یادگیری شان باعث میشود در حوزه ی تخصصی تان جزو ۱۰ درصد بهترین ها باشید شناسایی کنید و فرا بگیرید.

کشف بزرگ: مهارت کلیدی ای که در آن بیش از دیگر مهارت ها ضعف دارید، تعیین کننده ی سقف درآمد و میزان کامیابی شما در دستیابی به موفقیت است. اگر در زمینه ی مهارتی که در آن ضعف دارید و بیشتر از دیگر مهارت ها مانع پیشرفت شماست [اما به آن علاقه دارید] کار کنید، پیشرفت بیشتری را تجربه خواهید کرد.

سؤال مهم: آن کدام مهارت است که اگر آن را فرا بگیرید، بطور مستمر آن را بکار بگیرید و به بهترین شکل روی آن مسلط و متخصص شوید، بزرگترین تأثیر مثبت را روی زندگی تان خواهد گذاشت؟

آن کدام مهارت است که اگر آن را فرا بگیرید، بطور مستمر آن را بکار بگیرید و به بهترین شکل روی آن مسلط و متخصص شوید، در دستیابی شما به بزرگترین و مهم ترین هدف تان کمک کننده خواهد بود؟ این مهارت هر چه که هست، آن را در جایی بنویسید، برایش برنامه ریزی دقیقی انجام دهید و هر روز با تمرکز و اشتیاق پیگیرش باشید.

۶- مشخص کنید که برای دستیابی به هدف تان، به مساعدت و همکاری چه کسانی نیاز پیدا خواهید کرد.

فهرستی از همه ی کسانی که برای تحقق هدف تان در زندگی باید در کنارشان یا با مساعدت آنها کار کنید. از اعضای خانواده تان شروع کنید و همه ی آنهایی که به همکاری و حمایت آنها نیاز خواهید داشت مشخص کنید. در این فهرست، نام رئیس تان، همکاران تان و رده های پایین تر شرکت یا محل کارتان را نیز بگنجانید. بخصوص نام مشتریانی را که برای فروش و درآمدزایی از محل فروش کالا/خدمات تان و دستیابی به درآمد مورد نظرتان به حمایت شان نیاز خواهید داشت فهرست کنید.

وقتی فهرست کسانی را که به کمک و حمایت شان نیاز خواهید داشت تهیه کردید، فقط از خودتان بپرسید «موفقیت من برای آنها چه منفعتی دارد؟» قرار نیست برای موفق شدن و رسیدن به خواسته هایتان، فقط از دیگران «بگیرید». باید دست «دهنده» و سخاوتمند هم داشته باشید و در مسیری که در پیش میگیرید، به منافع کسانی که هوای شما را دارند بی توجه نباشید.

برای تحقق اهداف بزرگ، به کمک و حمایت خیلی ها احتیاج پیدا خواهید کرد. در زمان و مکان خاصی از زندگی تان، حضور مؤثر فردی کلیدی و مهم میتواند تفاوت چشمگیری را موجب شود. موفق ترین آدم ها کسانی هستند که میتوانند بزرگ ترین شبکه ی ارتباطی را با دیگران تشکیل دهند و آن را حفظ کنند و در چهارچوب این شبکه ی اجتماعی و ارتباطی، هم خودشان از کمک و حمایت دیگران نفع میبرند و هم به آنها نفع میرسانند و این یک ارتباط دوسویه است.

۷- فهرستی از همه ی کارهایی که برای دستیابی به هدف تان باید انجام دهید تهیه کنید.

در این فهرست، تمام موانعی که باید پشت سر بگذارید، تمام دانش و مهارتهایی که باید فرا بگیرید و در آنها رشد کنید، و همچنین همه ی کسانی که به همراهی و همکاری آنها نیاز خواهید داشت بگنجانید. به تک تک قدم هایی که فکر میکنید برای دستیابی به هدف تان باید بردارید توجه کنید و در فهرست تان بیاورید.

همینطور که ایده های جدیدی به ذهن تان میرسند، آنها را به فهرست تان اضافه کنید تا در نهایت فهرست جامع و کاملی داشته باشید. وقتی همه ی کارهایی را که برای دستیابی به هدف تان باید انجام دهید فهرست وار تنظیم میکنید، متوجه خواهید شد که دستیابی به آن بسیار بسیار راحت تر از چیزی است که فکر میکردید. «سفرهای چند هزار فرسنگی هم با برداشتن اولین قدم شروع میشوند.» بلندترین دیوارهای جهان هم با روی هم گذاشتن آجرهای کوچک ساخته میشوند.

۸- فهرست تان را به صورت یک برنامه منسجم تنظیم کنید. این کار را از طریق  تنظیم کردن قدم ها و مراحلی که بر اساس ترتیب و اولویت مرتب شده اند انجام دهید.

منظورم از ترتیب این است که کدام یک از کارها باید قبل از کارهای دیگر انجام شوند و این توالی دقیقاً مشخص شود. اولویت یعنی اینکه چه کاری از بیشترین درجه ی اهمیت برخوردار است و چه کاری از اهمیت کمتر.

بر اساس قانون ۲۰/۸۰، ۸۰درصد از نتایجی که بدست می آورید، به واسطه ی ۲۰ درصد از کارهایی که انجام میدهید حاصل میشوند. قانون ۸۰/۲۰ میگوید که وقتی ۲۰ درصد از زمان خود را در ابتدای کار صرف برنامه ریزی برای هدف تان میکنید، به ۸۰ درصد از زمان و تلاش عملی که صرف دستیابی به هدف تان میکنید می ارزد و ارزشی معادل آن دارد. بنابراین برنامه ریزی اهمیت بسیاری دارد.

۹- برای خودتان یک برنامه تنظیم کنید و فهرست تان را به مجموعه ای از کارهایی که برای تحقق تمام و کمال هدف تان باید انجام دهید به صورت مرحله به مرحله درآورید.

وقتی که هدفی را برای خودتان ترسیم کنید و یک برنامه ی دقیق و حساب شده هم در کنارش، آن وقت احتمال تحقق این هدف را تا ۱۰ برابر، و حتی تا ۱۰۰۰ برابر افزایش داده اید.

  از قبل، برای هر روز، هر هفته و هر ماه تان برنامه ریزی داشته باشید.

در ابتدای هر ماه، برای کل آن ماه برنامه ریزی کنید.

هر جمعه، برای هفته ی بعدتان برنامه ریزی کنید.

برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید.

هرچه دقیق تر و مفصل تر برای کارهایتان برنامه ریزی کنید، در زمان کمتر، بازدهی و نتیجه ی بیشتری عایدتان خواهد شد. قانونی که در اینجا حاکم است این است که به ازای هر ۱ دقیقه ای که صرف برنامه ریزی میشود، ۱۰ دقیقه در مرحله ی اجرا صرفه جویی زمانی خواهد شد. این یعنی اینکه شما به ازای سرمایه گذاری زمانی ای که برای برنامه ریزی روزانه، هفتگی و سالیانه میکنید، نفع و سودی ۱۰۰۰درصدی دریافت میکنید.

۱۰- انتخاب کنید که در برنامه ی روزانه تان، چه کاری از بالاترین درجه اهمیت و اولویت برخوردار است.

با استفاده از قائده ی ۲۰/۸۰ اولویت های خودتان را در فهرستی که تهیه کرده اید مشخص کنید. از خودتان بپرسید: «اگر قرار باشه فقط یکی از کارهایی رو که توی این لیست اومده انجام بدم، کدوم یکی از همه مهم تره؟» کنار کاری که جواب شما به این سؤال است، یک عدد  ۱ قرار دهید. بعد از خودتان بپرسید: «اگر فقط بتونم یه کار دیگه از کارهایی که توی این لیست اومده انجام بدم، اون کار دیگه چی میتونه باشه که بعد از انجامش حس کنم از وقتم بیشترین استفاده رو کردم؟» در کنار این کار در فهرست تان یک عدد ۲ قرار دهید.

این سؤال را مدام از خودتان بپرسید: «با انجام کدوم کارهایی که توی این فهرست آمده، میتونم بیشترین استفاده رو از وقتم ببرم؟» تا اینکه بالاخره به ۷ تا از مهم ترین کارهای فهرست تان برسید که بر اساس توالی و ترتیب انجام کار و اولویت ها مشخص شده اند.

یک سؤال دیگر هم میتوانید از خودتان بپرسید: «اگر فقط بتونم در تمام طول روز فقط یه کار انجام بدم، کدوم یکی از کارهای توی لیست، به کار و اهدافم ارزش و اعتبار بیشتری میدهد و برای دستیابی به آن کمک بیشتری میکند؟»

تمرکز و تعهد، در موفقیت هر فرد نقش کلیدی دارند. تمرکز یعنی اینکه دقیقاً بدانید میخواهید چه چیزی را بدست بیاورید. تعهد هم مستلزم این است که دقیقاً به خودتان قول بدهید که فقط کارهایی را انجام دهید که شما را به هدف تان نزدیک تر و تحقق آن را آسان تر میکنند.

۱۱- عادت کنید فرد منضبطی باشید

وقتی توانستید مهمترین کار را در فهرست تان مشخص کنید، با اراده و پشتکار روی آن یک کار متمرکز شوید تا بالاخره بصورت ۱۰۰ درصد انجام و تکمیل شود. اینکه بدون انحراف از مسیر و بدون حواس پرتی بتوانید مهم ترین کار را در فهرست تان پیدا و تعیین کنید و روی آن متمرکز شوید، نتیجه و دستاورد تلاش تان را دو یا سه برابر خواهد کرد، هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی.

مدیریت متمرکز، یکی از قدرتمندترین و مؤثرترین روش ها و تکنیک های مدیریتی است. این شیوه ی مدیریتی بدین معناست که وقتی شما کار منتخب خود را در جهت دستیابی به هدف تان شروع میکنید، از هرگونه حواس پرتی و انحراف از مسیرتان خودداری کنید و تا انجام تمام و کمال آن کار، پیگیرش باشید. وقتی که عادت کنید که هر کاری را که شروع میکنید، حتماً تمامش کنید، دو، سه و حتی ۵ برابر بیشتر از مردم  به نتیجه ای که میخواهید میرسید.

۱۲- از اهداف تان تصویرسازی ذهنی انجام دهید.

تصویری شفاف، واضح، زنده، هیجان انگیز و احساس برانگیز از اهداف تان در ذهن تان شکل بدهید، بطوری که انگار قبلاً تحقق پیدا کرده و به واقعیت مبدل شده اند. به اهداف تان از زاویه ای نگاه کنید که انگار همین حالا هم به آنها دست یافته اید. خودتان را در شرایطی تصور کنید که این هدف تان تحقق پیدا کرده و شما دارید از دستاوردهای آن لذت میبرید. اگر هدف تان خریدن خودرو مورد علاقه تان است، تصور کنید داخل  آن نشسته اید و دارید رانندگی میکنید. اگر هدف تان رفتن به تعطیلات خاصی است، همین حالا خودتان را در آن موقعیت و آن فضا مجسم کنید. اگر هدف تان خرید خانه ای زیباست، خودتان را در حالی تصور کنید که ان خانه را خریده اید و دارید در خانه ی دلخواه تان زندگی میکنید. همین طور که دارید تصویرسازی ذهنی انجام میدهید، چند لحظه ای را هم صرف تمرکز و ایجاد شکل احساسات و هیجاناتی کنید که در صورت بدست آوردن خواسته و تحقق اهداف تان به شما دست خواهند داد. وقتی تصویر ذهنی تان را با یک حس ترکیب میکنید، این ترکیب  تصویری-حسی تأثیر به مراتب عمیق تری بر روی ذهن ناخودآگاه و ذهن ماورایی و برتر شما خواهد گذاشت.

تصویرسازی ذهنی شاید قدرتمندترین و مؤثرترین قوای ذهنی موجود و شناخته شده است که میتواند به شما در دستیابی به اهداف تان در زمانی بسیار کوتاه تر از آنچه فکرش را میکنید کمک کند. وقتی ترکیبی از اهداف واضح و ارزشمند را با ترکیبی از تصویرسازی ذهنی و احساس آفرینی همراه میکنید، در واقع باعث فعالسازی ذهن ماورایی و برتر خود می شوید. ذهن برتر شما، با قدرت مضاعفی که از این ترکیب تصویری-احساسی بدست می آورد، هر مشکلی را که بر سر راه دستیابی شما به اهداف تان بوجود بیاید، برطرف خواهد کرد. ذهن برتر شما، قانون جاذبه را فعال میکند و باعث جذب افراد، شرایط، موقعیت ها، ایده ها و امکاناتی به زندگی تان میشود که به شما در دستیابی کوتاه مدت به اهداف تان کمک میکنند.

۱۳- تمرینی برای تعیین اهداف

یک برگه کاغذ سفید بردارید و در بالای صفحه کلمه ی «هدف ها» را درشت بنویسید و در کنارش تاریخ روز را بنویسید. خودتان را به نوشتن  حداقل ۱۰ هدف مهمی که می خواهید طی یک سال آینده یا بیشتر بدست بیاورید ملزم و متعهد بدانید. همه ی هدف هایتان را با کلمه ی «من» شروع کنید. شما مجاز هستید که فقط از کلمه ی من استفاده کنید. به دنبال کلمه ی «من»، از فعلی استفاده کنید که حالت دستوری و امری داشته باشد، دستوری که ذهن خودآگاه و هوشیار شما به ذهن ناخوداگاه یا ناهوشیار شما میدهد. اهداف تان را در زمان حال (با استفاده از افعال زمان حال، و نه آینده) توصیف کنید، انگار که همین حالا هم اتفاق افتاده و تحقق پیدا کرده اند. اگر هدف تان این است که تا سال هزار و سیصد و فلان، فلان مقدار درآمد داشته باشید، باید بگویید: «من انقدر تومان تا آخر سال هزار و سیصد و فلان، بدست می آورم.» اگر هدف تان خریدن خودروی جدید است، باید بگویید: «من تا تاریخ فلان، پشت فرمان ماشین فلان … رنگ و مدل … نشستم و دارم رانندگی میکنم.»

دست آخر اینکه وقتی دارید هدف هایتان را مینویسید، همیشه از افعال و جملات مثبت استفاده کنید. یعنی بجای اینکه بگویید: «من سیگار کشیدن رو میذارم کنار!» بگویید «من یه فرد غیر سیگاری هستم!»

باز هم تأکید میکنم که همیشه اهداف تان را به گونه ای توصیف کنید که انگار تحقق پیدا کرده اند، به آنها دست یافته اید و همین حالا جزو واقعیتهای زندگی تان شده اند. این ذهنیت باعث فعالسازی ذهن ناخودآگاه و ذهن برتر شما می شود تا با استفاده از نیروی خود، واقعیات بیرونی زندگی شما را دستخوش تغییر و تحول کنند، به شکلی که با دستورات درونی شما منطبق و هماهنگ باشند.

۱۴- اصلی ترین و قطعی ترین هدف تان را تعیین کنید.

وقتی نوشتن ۱۰ هدف اصلی تان انجام شد، از خودتان بپرسید: «اگه میتونستم یه عصای جادو دستم بگیرم و یکی از این ۱۰ هدف را ظرف ۲۴ ساعت آینده برآورده کنم، کدوم یکی از این ۱۰ هدفی که نوشتم، بیشتر از بقیه روی زندگی من تأثیر عمیق میذاشت؟» دور هدفی که جواب این سؤال شماست خط بکشید. سپس این هدف را در بالاترین نقطه ی برگه ی سفید دیگری یادداشت کنید.

۱, هدف منتخب خود را واضح و کامل با جزئیات در این برگه کاغذ بنویسید.

۲, برای هدف تان ضرب العجل مشخص کنید و در صورت لزوم اگر پروسه ی دستیابی به آن را به چند مرحله تقسیم کرده اید، برای همه ی مراحل، ضرب العجل تعیین کنید.

۳, تمام موانعی را که بر سر راه دستیابی شما به اهداف تان متصور هستید مشخص کنید، و تعیین کنید که کدام یک مهم تر از بقیه است، حال این مانع میتواند در درون خودتان باشد یا در دنیای بیرونی شما.

۴, دانش، معلومات و مهارتهایی که برای تحقق هدفتان نیاز دارید مشخص کنید. سپس تعیین کنید که از بین آنها، کدام مهارت است که باید حتماً در آن به سطح بالایی از تخصص دست پیدا کنید.

۵, فهرستی از کسانی که به کمک و همکاری و همراهی آنها در تحقق خواسته تان نیاز دارید تهیه کنید و فکر کنید چه کارهایی باید برایشان انجام دهید تا استحقاق حمایت آنها را داشته باشید.

۶, فهرستی از همه کارهایی را که برای دستیابی به هدف تان باید انجام دهید تهیه کنید. ایده های تازه ای را که به ذهن تان خطور میکنند را به فهرست تان اضافه کنید.

۷, فهرست تان را بر اساس ترتیب و اولویت انجام کارها سر و سامان بدهید، یعنی کارهایی که ابتدا باید انجام بشوند و کارهایی که از بیشترین درجه ی اهمیت برخوردارند.

۸, از طریق مرحله بندی فهرست کارهایتان، آن را به صورت یک برنامه درآورید و سپس با تصمیمی قاطعانه، آن را اجرا کنید، هر روز و مستمر.

۹, از قبل، برنامه تان را در قالب فعالیت هایی تنظیم کنید که برای تحقق هدفتان ملزم و متعهد به انجام و پیگیری شان باشید. روزانه، هفتگی و ماهیانه، بطور دقیق و بر اساس آنچه که یادداشت کرده اید.

۱۰, برای فهرست تان اولویت هایی را تعیین کنید و از میان آنها یک کار را که هر روز میتوانید انجامش دهید تا به هدف تان نزدیک تر شوید مشخص کنید.

۱۱, خودتان را ملزم و متعهد به تمرکز روی مهمترین کاری بدانید که برای امروزتان تعیین کرده اید تا اینکه بطور ۱۰۰ درصد انجام و تکمیل شود. در مورد تمام کارهای مهمی که برای خودتان تعریف کرده اید، با اراده و با استفاده از شیوه ی مدیریت متمرکز عمل کنید.

خلاصه کلام:

قبل از اینکه دست به کار شوید، ابتدا به خودتان قول بدهید که هر اتفاقی که بیفتد، به برنامه تان متعهد خواهید ماند و دست از کار و تلاش برنخواهید داشت. پافشاری و سماجت، همان انضباط فردی است در لباس عمل. هر بار که سماجت و مداومت نشان میدهید و بر ناکامی ها و ناامیدی های اجتناب ناپذیری که مانع تان میشوند، مسلط می شوید و بر آنها غلبه می کنید، بهتر، حرفه ای تر و قوی تر می شوید. شخصیت عمیق تر و قدرتمندتری پیدا می کنید و اعتماد به نفس و عزت نفس تان هم بالا می رود.

هدف شما در نهایت این است که «مهارناپذیر» شوید. دقیقاً مشخص کنید که به دنبال چه هستید. آن را روی کاغذ بیاورید. برایش برنامه ریزی کنید. هر روز روی برنامه تان کار کنید. اگر این پروسه را بارها و بارها تکرار کنید تا بعد از مدتی به شکل عادت درآید، خواهید دید که در عرض چند هفته یا چند ماه با دستاوردهایی خواهید رسید که دیگران در عرض چندین سال به آنها دست پیدا میکنند. از همین امروز دست به کار شوید!

با تشکر، شرکت برندسازی ادریس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب را وارد نمایید *

Scroll to Top