برندینگ branding

یک پرسش اساسی همیشه در میان اهل فن مطرح بوده است به این شکل که چرا یکی از نخستین دغدغه های کسانی که تولیدکننده هستند و یا کالا و خدمتی را ارائه می دهند این است که یک برند داشته باشند و وارد چرخه برندینگ که یک عرصه بسیار نفس گیر و دشوار است بشوند تا آنچه را که عرضه می کنند زیر آن نام باشد. این در حالی است که وارد شدن به این فرآیند هزینه ی گزافی را روی دست آن ها می گذارد که می تواند شامل بسته بندی، برچسب گذاری و ثبت های قانون باشد. حالا از تبلیغات و بازاریابی بگذریم که خود یک جریان جداگانه است که برای کامیابی در آن نیاز به برنامه ریزی و خرج بسیار زیاد است چیزی که در این میان ممکن است بسیار آزار دهنده باشد و خطرپذیری را افزایش دهد موضوع مهم شکست در این راه و واکنش و حتی بی تفاوتی بازار نسبت به آنچه شما عرضه کرده اید است که ممکن است برندی که شما به دنبالش هستید را با یک شکست تمام عیار رو به رو کند. در این مورد باید گفت که به کارگیری چنین راهبردی که به آن برندینگ گفته می شود می تواند در کنار همه ی این چالش ها مزایایی را نیز برای کسانی که کسب و کاری را مدیریت می کنند به همراه داشته باشد. هنگامی که می خواهیم از کارکردهای ویژه ی یک برند سخن به میان بیاوریم به زبان ساده گفته می شود برند زمانی قوی خواهد بود که مصرف کننده آن را ضمانت کند. اگر این جمله برایتان آشنا نیست باید بگوییم هنگامی این تفاق رخ می دهد که محصول یاد شده به جایی رسیده که توانسته باشد سهمی قابل توجه را از بازار و مصرف کننده ها به دست بیاورد و کالایی را که آن ها خواهانش هستند و حتی محصولاتی که جایگزین آنها می توانند قرار بگیرند را با پیشنهادی حتی پایین تر رد کنند. یکی از مهم ترین و البته اصلی ترین راهبردهای مدیریت محصولات برندینگ است. سرمایه گذاری بلندمدت و همچنین بسیار بالا مهم ترین نیاز تولید یک محصول زیر یک نام تجاری است، به همین دلیل است که بسیاری از تولیدکنندگان به جای اینکه وظیفه ی برندینگ را خود انجام دهند آن را برعهده دیگران می گذارند و تنها به تولید می اندیشند. نمونه بارز آن را می توان در تولیدکنندگان تایوانی به روشنی دید. آن ها کار تولید را انجام می دهند و دیگران نام برند خود را روی آن کالاها قرار می دهند. این شرکت بیشترین کاری که انجام می دهند این است در بحث هایی چون تبلیغات، پیشبرد هدف های تعیین شده و همچنین بسته بندی تمرکز دارند. نکته ای که باید گفته شود این است که کسانی که تولیدکننده هستند در پایان در می یابند که خود نمی توانند در این بازار شلوغ کاری از پیش ببرند و این برندها هستند که یکه تازی می کنند. البته مشکلی که برای این تولیدکننده ها وجود دارد و می تواند همه ی زحمت های آن ها را یک شبه به باد داده و رنج های آنان نادیده گرفته شود این است که برندها همیشه به دنبال تولیدکننده ارزان تر می گردند و اگر تایوان نشد به مالزی کوچ می کنند. نکته ی بعدی این است که چرا برند؟ چرا اصلا باید وارد فرآیند برندینگ شد. نخستین دلیل این است که ویژگی دنیای امروز رقابت بر سر محصولات گوناگون و این که نیازی را از مصرف کننده برطرف سازد. برندینگ یکی از عوامل کلیدی است که برای برند ارزش آفرینی می کند. این کار باعث می شود روی خریداران تاثیر گذاشته و ذهن آن ها را در اختیار بگیرید و هر جا که صحبت از کالای مشخصی شد به یاد شما بیفتند و در ادامه در سراسر جامعه نیز بازخورد مناسبی داشته باشد. برای روشن تر شدن مفهوم برندینگ می توانیم یک نمونه ساده بیاوریم. یک کودک هنگامی که به دنیا می آید همه اطرافیانش به ویژه پدر و مادرش به تکاپو می افتند که یک نام برای وی پیدا کنند. کاری بس دشوار که جز مهم ترین تصمیماتی که دیگران برای آن نوزاد می گیرند. چالشی برای بازاریابان در جهان محصولات و خدمات وجود دارد این است که نام برند مربوط را جا بیندازند. هر چند نام برند و گوناگونی آن در جهان برندینگ زیاد هم نو نیست. کارکردهای زیادی برای یک برند کارآمد وجود دارد از جمله این که باعث می شود به راحتی بتوان سفارش ها که مربوط به آن است را پیگیری کرد و از سویی آن را منحصر به فرد کرد. موضع مهم دیگر که بسیار نیز می تواند به زنده ماندن یک کالا و جلوگیری از دست اندازی سواستفاده گران کمک کند همین برندینگ است که بخشی از آن ثبت یک نشان تجاری می باشد. نکته بعدی اینکه برند سازی فرصت داشتن مشتریان وفادار و همیشگی را به وجود می آورد که بدون آن غیرممکن خواهد بود، که خود سبب می شود سود رو به رشد باشد به ویژه اینکه در فضای رقباتی نیاز به برند سازی بیشتر حس شده و خود کمک شایانی به کسب جایگاه ممتاز یک شرکت می کند.

داشتن هویت اختصاصی برند، شما را در ذهن و قلب مشتریانتان تثبیت و تقویت کرده و بصورت مداوم آنرا ارتقاء می دهد و این تنها راه موفقیت کسب و کار در هزاره سوم است.

هویت سازی برند

برند همانند یک موجود زنده دارای صفات و مشخصه هایی است که این نقاط، ضعف و قدرت برندها را تعیین می کند و باعث متمایز شدن بین برندها می شود و در نهایت در ذهن و قلب مخاطب تاثیر می گذارد و مخاطب یک حس متفاوت نسبت به آن برند دارد؛ همین مسئله باعث خرید از میان چندین برند دیگر می شود و در آخر به وفاداری برند ختم می شود.

هر گاه توانستید بگوئید که مخاطبان به برند شما وفادارند و تحت هیچ شرایطی، حتی اگر رقیب شما قیمت مناسب، کیفیت مناسب و دیگر وجه تمایزهایی را بدست آورد، باز هم اولین گزینه انتخاب، شما هستید؛ این مسئله زمانی اتفاق می افتد که شما تمام مسائل و اقدامات برند سازی و هویت سازی برند را انجام داده باشید و همیشه در پی ارائه خدمت متمایز و متفاوت به مخاطبان باشید.

امروزه در هر صنعتی گزینه های زیادی برای مخاطبان وجود دارد، اما تنها مسئله ای که شما را در اولین گزینه انتخاب قرار می دهد طی کردن مسیر صحیح برندسازی و هویت سازی برند است که در نهایت به وفاداری مخاطبین می رسد. وفاداری بالاترین سطح برندسازی است و رسیدن به وفاداری کارساده ای نیست؛ چرا که زمان، تخصص و انرژی خاص خود را می طلبد. از سوی دیگر رسیدن به وفاداری اگر کار ساده ای بود، تمام برند ها در جایگاه نخست انتخاب مشتری بودند و ارزش برند آن ها در یک سطح بود. پس رسیدن به وفاداری کار بسیار سختی است و در نهایت ماه عسل تمام مسیر برندسازی، رسیدن به وفاداری است.

.

و در نهایت

برندسازی در 4 کلمه یعنی :

.

... تسخیر ذهن و قلب مخاطب ...

هویت سازی برند 4 مرحله دارد


1-هویت استراتژیک برند

در هویت استراتژیک مسائل مربوط به اهداف برند، سبد محصول، استراتژی فروش، نوع مخاطب و بسیاری از این موارد که از جنس زیر ساخت و استراتژی صاحب برند و در نهایت خود برند است تدوین می شود.

2-هویت مفهومی برند

در هویت مفهومی خمیرمایه و پوسته برند خلق می شود و مسائل مربوط به اهداف سازمان، چشم انداز، رویکردهای فروش، بازار هدف و مسائلی از این دست تدوین می شود که در نهایت بن مایه ی برند می باشد.

3-هویت بصری برند

یکی از مهمترین و اساسی ترین بخش های هویت سازی برند، تدوین و طراحی هویت بصری برند است که در نهایت هر آنچه که در هویت استراتژی و مفهومی برای برند خلق می شود در هویت بصری طراحی شده و به تصویر کشیده می شود. به عبارتی، ویترین یک برند هویت بصری آن است و در نهایت از برند شما هویت بصری و تمام اقلام بصری آن دیده می شود. پس مهمترین و حساس ترین بخش هویت برند، هویت بصری برند است.

4-هویت کلامی برند

در هویت کلامی مسائل مربوط به آیتم های شنیداری و آوایی برند خلق می شود؛ مثل جینگل، شعار ، لحن و سبک و ...
در نهایت پس از تکمیل 4 بخش فوق، هویت برند خلق خواهد شد.

از این رو ما به واسطه تسلط بر فرآیند کامل برندینگ و داشتن تیم علمی و تخصصی، هویت سازی برند شما را تضمین می کنیم.

همچنین پروژه های انجام شده ما در سالیان اخیر، گواهی مشتریان و رضایت 92 درصدی مخاطبان و کارفرماهای ما دلیلی بر این ادعای ماست.

Scroll to Top